كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
402
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
الَّذِينَ آمَنُوا آنان كه بگرويدند به خداى و بهآنچه آمده است از نزديك خداى وَ هاجَرُوا و هجرت كردند از ديار خود وَ جاهَدُوا و جهاد كردند با مشركان فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خداى بِأَمْوالِهِمْ ببذل كردن مالهاى خود بر مجاهدان و تهيّه اسباب قتال ايشان وَ أَنْفُسِهِمْ و در باختن نفسهاى خود در معارك حرب أَعْظَمُ دَرَجَةً بزرگترند از روى درجه يعنى بلندمرتبهتراند عِنْدَ اللَّهِ نزديك خداى از آنها كه سقايهء حاج و عمارت مسجد حرام مىكنند و جامع اين صفات نباشند وَ أُولئِكَ و آن گروه كه مستجمع اين كمالاتاند هُمُ الْفائِزُونَ ايشانند ظفريافتگان به امانىّ دو جهانى يُبَشِّرُهُمْ مژده مىدهد ايشان را رَبُّهُمْ پروردگار ايشان بِرَحْمَةٍ مِنْهُ برحمتى فائضه ازو بديشان وَ رِضْوانٍ و خوشنودى كامل از ايشان وَ جَنَّاتٍ و بوستانهائى كه لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ مر ايشان را باشد در آن بوستانها نعمتى داديم بىانقطاع و در تنكير مبشّر به ايمائى است بهآنكه زبان تعريف با اداى توصيف آن وافى نيست خالِدِينَ فِيها در حالتى كه اين گروه جاويد باشند در ان بوستانها أَبَداً هميشه تاكيد خلود است تا حمل بر مكث طويل نفرمايند إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خدا عِنْدَهُ نزديك او است أَجْرٌ عَظِيمٌ مزدى بزرگ كه نعيم دنيا در جنب او حقير باشد و چه نعمت بهتر از رحمت و رضوان و نعيم جنان خواهد بود و در كشف الاسرار آورده كه رحمت براى عاصيانست و رضوان براى مطيعان و جنت براى كافهء مؤمنان رحمت را تقديم كرد تا اهل عصيان رقم نااميدى بر صفحات احوال خود نكشند هر چند گناه عظيم بود رحمت از ان عظيمتر است قطعه گنه ما فزون بود ز شمار * عفوت افزونتر از گناه همه قطره ز ابر رحمت تو بس است * شستن نامهء سياه همه آوردهاند كه چون حضرت رسالتپناه ص را به هجرت اجازت شد بعضى از صحابه رض به نشاط تمام به طرف مدينه مسارعت نمودند و ترك خانمان را بر محبّت زن و فرزند و مصاحبت خويش و پيوند ترجيح مىفرمودند و جمعى ديگر را آباء و اقرباء و عيال و اطفال سوگند داده به زارى تمام سكون و آرام در منزل و مقام التماس مىكردند و ايشان را رقت جنسيت پيوند و شفقت بر زن و فرزند مانع هجرت مىشد اين آيت نازل گشت يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه ايمان آوردهايد لا تَتَّخِذُوا فرامگيريد آباءَكُمْ پدران خود را وَ إِخْوانَكُمْ و برادران خود را أَوْلِياءَ دوستان يعنى اين گروه را به دوستى مگيريد إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ اگر برگزينند ايشان كفر را عَلَى الْإِيمانِ بر ايمان و شما را از هجرت بازدارند وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ و هر كه از شما ايشان را دوست دارد يعنى اين عمل از ايشان پسندد فَأُولئِكَ پس آن گروه دوستدارندگان هُمُ الظَّالِمُونَ ايشانند ستمكاران كه دوستى را در غير محلش وضع كردهاند چه دوستى با مؤمنان بايد و با مشركان نشايد چون اين آيت فرود آمد متخلفان از هجرت گفتند كه حالا ما در ميان قبايل و عشائر خوديم و بمعاملات و تجارات اشتغال نموده اوقات مىگذرانيم چون عزيمت هجرت كنيم به ضرورت قطع پدر و فرزند بايد كرد و تجارت از دست برود و ما بىكس و بىمال بمانيم آيتى ديگر آمد .